همـدمی
   
 
صفحه نخست     سخن دوست     سخن دوست شماره 24 - سخنان شنوندگان رادیو اسرائیل

سخن دوست-  24
دیدگاههای شخصی
منشــه امیــــر

   
29 اکتبر 2007

شنوندگان رادیو اسرائیل که روزهای یک شنبه به برنامه "صدای شما در صدای اسرائیل" زنگ می زنند و دیدگاههای خود را بیان می کنند، اغلب روی مطالب جالبی انگشت می گذارند که حیفم آمد آنانی را که شنونده دائمی رادیو اسرائیل نیستند، از خواندن برخی از این دیدگاهها و اندیشه ها محروم نگاه دارم.

به باور شما، اگر فردا در ایران انتخابات آزاد و زیر نظارت بین المللی برگزار شود، چند درصد از مردم ایران به ادامه حیات جمهوری اسلامی رای خواهند داد؟ چند درصد از مردم از احمدی نژاد طرفداری خواهند کرد؟
این پرسشی است که بارها در برنامه "صدای شما در صدای اسرائیل" توسط شنوندگان از داخل ایران و دیگر کشورها عنوان می شود- که اگر آن را معیار و ملاک قرار دهیم، می توان گفت که اکثریت بزرگی از ملت ایران خواهان تغییر رژیم هستند و آرزوی روزی را دارند که ایران دوباره در ردیف کشورهای صلح خواه و اهل پیشرفت و طرفداری آشتی و مسالمت قرار گیرد.
شماری از شهروندان ایرانی از سراسر جهان، در برنامه روز گذشته (یکشنبه) "صدای شما در صدای اسرائیل" سخنانی بیان داشتند که حکایت از محبت دیرین ایرانیان نسبت به قوم یهود و کشور اسرائیل داشت.
شنونده ای ار شهر شوش زنگ زده و خواهان اطلاعات بیشتری درباره آرامگاه دانیال نبی بود- پیامبر یهود که در دیدگاه مسلمانان نیز مقدس است و در شهر شوش دفن شده و یکی از نشان های پرافتخار روابط 2700 ساله دو ملت یهود و ایران است.
شنونده دیگری گفت: رژیمهای سرکوبگر همیشه یک پسوند "دموکراتیک" یا "جمهوری" به نام خود اضافه می کنند ( همین طور که حکومت ایران نظام خود را "جمهوری اسلامی ایران" می نامد). و این در حالی که کشورهای واقعا دموکرات دنیا چنین پسوند یا پیشوندی ندارند- دموکرات هستند، ولی لزومی ندارد که چنین واژه ای را به اسم خود اضافه کنند. برای مثال: جمهوری دموکراتیک خلق کره شمالی و یا جمهوری دموکراتیک آلمان شرقی و غیره.
این شنونده گفت: حکومت ایران و گروههای ترور فلسطینی همه شکست خورده اند- هنگامی که سخنگوی پیشین گروه حماس خود به صراحت می گوید که حماس اشتباه استراتژیک کرد از اینکه با زور اسلحه بر نوار غزه مسلط شد و حتی ادعا کرد که این امر یک دامی بود که در راه حماس گذاشته بودند تا نوار غزه را در تسلط خود درآورد و در باتلاق فرو رود. ولی او نگفت که این دام را چه کسی در راه حماس گذاشت- و من می گویم این جمهوری اسلامی ایران بود که این دام را در راه حماس گذاشت.
این شنونده گفت: فلسطینی های نوار غزه 60 درصد از برق مورد نیاز خود را از اسرائیل می گیرند و علیه این کشور به حملات راکتی دست می زنند. موشک می اندازند و بعد به اسرائیل می گویند: شما وظیفه دارید به ما برق بدهید. از آنها باید پرسید که پس وظیفه فلسطینیان هم آن است که موشک قسام به سوی خاک اسرائیل بفرستند؟ آیا چنین چیزی منطقی است؟

این شنونده افزوده گفت: متوجه شدید که چه دموکراسی واقعی در اسرائیل وجود دارد. اسرائیل به دشمنان خود برق می دهد و سوخت می رساند و من مطمئن نیستم که در کشور دیگری چنین چیزی وجود داشته باشد. تصور کنید که اگر چنین وضعی در روابط بین ایران و یکی از کشورهای همسایه وجود داشت، ایران می آمد و برق آن کشور متجاوز را قطع می کرد، تلفن های آنها را قطع می کرد، آب را به رویشان می بست و پدرشان را هم در می آورد.

من پس از شنیدن این سخنان قاطع شنونده ایرانی، حرف او را قطع کردم و چنین توضیح دادم: اسرائیل در این جا با یک مشکل روبروست- و مشکل آن است که چطور می توان تعرض گران و تجاوزپیشگان و تروریستها را مجازات کرد، که باعث قطع حملات راکتی شود و در عین حال به مردم غیرنظامی فلسطینی که گناهی نکرده اند آسیب نرساند.

شنونده ایرانی در پاسخ این تذکر گفت: چنین کاری بسیار دشوار است. به یاد داشته باشید که وقتی صدام حسین به سوی ایران موشک پرتاب می کرد بین نظامی و غیرنظامی تفاوتی قائل نمی شد- به هر جا که دلش می خواست پرتاب می کرد- و هرجا که اصابت می کرد، میکرد- خواه منطقه صنعتی باشد یا مسکونی یا نظامی یا غیرنظامی باشد.

برایشان مهم نبود و هیچ دقتی هم نمی کردند. مثلا ایران اعلام می کرد که به سوی بانک رافدین در عراق موشک فرستاده، در صورتی که خورده بود داخل یک کودکستان عراقی.

در اینجا باز هم من دخالت کردم و به آن شنونده گفتم: قبول بفرمائید که معیارهای اخلاقی اسرائیل و ارتش اسرائیل با صدام حسین وحکومت ایران و دیگران بسیار فرق می کند.

این شنونده در پاسخ گفت: درست می فرمائید . صد در صد! من همیشه این امر را به همه دوستانم می گویم. واقعا یک چیز عجیبی است. نکته دیگری که می خواهم بگویم پیشرفت های اسرائیل است. من اینجا در لندن زندگی می کنم و هنگامی که میوه های اسرائیلی را در بازار اینجا می بنیم، متوجه می شوم که نظیر ندارد. می پرسم: اسرائیل یک سرزمین خشک است، آب ندارد، رودخانه ندارد- پس چه دارد که این میوه ها اینهمه خوشمزه و آبدار عمل می آید؟

من انار اسرائیلی را که به لندن می آید با انار اسپانیائی مقایسه می کنم  واقعا تفاوت دارند. شما اسرائیلی ها آن بیابان خشک را چگونه آباد کرده اید، در این بیابان کشاورزی کرده اید و این میوه را بوجود آورده اید و آن را به اروپا هم صادر می کنید و بعد انار ایران که می خواهند به اروپا بفرستند، چندین برابر قیمت تمام می شود- و آنهم در حالی که کشاورزی در ایران بسیار رایج است و منابع کشاورزی بسیار فراوان است. ولی شما اسرائیلی ها هیچ چیز ندارید- حتی زمین هم ندارید- و بعد این عربها می آیند و از سودان به راه می افتند و میآیند که به کشور یهودی اسرائیل پناهنده شوند. چرا آنها (که هم عرب و هم مسلمان هستند) نمی روند به مصر پناهنده شوند؟ از خاک مصر می گذرند که خودشان را به اسرائیل برسانند و به این کشور پناهنده شوند- و اسرائیل هم به آنها پناهندگی می دهد و این در حالی که ما پنج سال ناچار شدیم در بریتانیا زندگی کنیم تا به ما اجازه پناهندگی بدهند.

من در اینجا به آن شنونده همچنین یادآوری کردم که وقتی آن زدو خورد خونین در نوار غزه بین حماس و فتح درگیر شد، افراد جنبش فتح، همانهائی که تا دیروز تفنگ خود را به سوی اسرائیل نشانه رفته بودند، از خشونت حماس به اسرائیل پناهنده شدند.

این گفتگو با آن شنونده مطالب دیگری را هم به دنبال داشت. ولی به همین جا بسنده می کنیم و اگر مایل به شنیدن برنامه کامل هستید روی خط زیر کلیک کنید.
"صدای شما در صدای اسرائیل"

به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه     
 
تمام حقوق تالیف برای دولت اسرائیل محفوظ است   شرائط به کارگیری