همـدمی
   
 
صفحه نخست     سخن دوست     سخن دوست - 27 - دیدگاههای شخصی منشه امیر

  سخن دوست – 27
دیدگاههای شخصی
منشـه امیـر

   
20 نوامبر 2007

خبری خواندم که مرا بسیار اندوهناک ساخت: گروهی افراد سودجو هفته پیش شبانه به محله عودلاجان در تهران رفته و در ظرف چند ساعت سه ساختمان قدیمی را که می توانست بخشی از میراث فرهنگی ایرانیان باشد با خاک یکسان کرد تا بساز و بفروش ها بتوانند در آنجا برجهای مسکونی چندین و چند طبقه برپا سازند.

محله نیمه ویران عودلاجان
که روزگاری محل بلندپایگان بود

می پرسید: چرا من نسبت به محله قدیمی و  نیمه ویران عودلاجان که امروز جنوب تهران محسوب می شود و روزگاری اعیان نشین ترین محله پایتخت بود حساسیت دارم؟

عودلاجان زادگاه من است. در آنجا چشم به جهان گشودم و خاطرات دوران کودکی من در آنجا تبلور یافت.

من دوران عظمت عودلاجان را به یاد ندارم و در واقع در "حومه" عودلاجان به دنیا آمدم، در محله یهودی نشین چسبیده به عودلاجان، درخانه ای که یک کوچه باریک و سرپوشیده و نیمه تاریک به  آنجا می رسید. ولی بازارچه عطاران عودلاجان و کارگاه آهنگری و ساختمانهای قدیمی آن را خوب به یاد دارم که هر یک یادگار دوران عظمت تهران بود. تکیه رضاقلی خان که وسیع ترین محوطه محسوب می شد، زمین بازی ما در دوران کودکی بود.

درباره تخریب ساختمانها در محله عودلاجان، مهدی معمارزاده کارشناس بنیاد میراث فرهنگی ایران گفت: "در فاصله یک شب تمام این ساختمانها را با لودر تخریب کردند و چیزی از آن باقی نگذاشتند. او گفت: شهرداری را باید مسؤول این تخریب فرهنگی و تاریخ دانست زیرا برای تامین هزینه های جاری شهرداری، اقدام به فروش تراکم ساختمان در مناطق به ثبت رسیده می کند و سازمان میراث فرهنگی نمی تواند کاری انجام دهد".

قلبم به درد آمد. نمی خواهم بگویم که ساختمانهای آجری و نیمه خراب محله عودلاجان که در نیم قرن اخیر محل اقامت مستمندان و تازه واردان یک لا قبای شهرستانی به پایتخت بود، اوج هنر معماری ایران محسوب می شود- مسلما خیر! ولی یک یادگار تاریخی و فرهنگی از شیوه زندگی در قرن گذشته بود که باید آن را عزیز داشت و حفظ کرد.
 
تهران را نمی توان یک شهر بسیار قدیمی، مانند شهرهای معروف جهان دانست. تاریخچه آن شاید از دو قرن فراتر نمی رود- ولی حفاظت از برخی ساختمانهای آن می توانست یادگاری از تاریخ گسترش و شکوفائی پایتخت ایران و شیوه زندگی مردم در آن زمان باشد. در تمام کشورهای دنیا این ساختمانها را حفظ می کنند- به بنیاد حفاظت از میراث فرهنگی می سپارند. ولی در تهران در نیم قرن اخیر بخش اعظم این ساختمانهای قدیمی- به علت بی اعتنائی مقامات و طمع ورزی بساز و بفروش ها و سرمایه داران تازه به دوران رسیده ویران شده است.

به عکسهای قدیمی نگاه کنید- ببینید بر سر برخی آثار تاریخی چه آورده اند. تقریبا آنها را ویران کرده اند تا بتوانند محله های مسکونی نوساز و بناهای چندین طبقه بسازند. هیچ اعتنائی به ارزشهای فرهنگی و تاریخی نداشته اند.

این بی اعتنائی و یا عدم آگاهی را در دوران پیش از به قدرت رسیدن حکومت اسلامی در ایران نیز شاهد بودیم. یادم میآید که 37 سال پیش، هنگامی که پس از 12 سال دوری از ایران برای اولین بار به تهران رفتم، دیدم که شماری از زیباترین خانه های قدیمی شهر که در نقاط مرغوب و مطلوب پایتخت قرار داشته ویران شده و به جای آن ساختمانهای چند طبقه سر به آسمان کشیده است. بسیار متاسف و اندوه زده شدم.

در شهرهای بزرگ اروپائی گردش کنید و ببینید که چگونه در مرکز شهر و در گرانترین نقطه، بناهای کوچک و قدیمی را به عنوان یک سند تاریخی از میراث فرهنگی، همچنان حفظ کرده و با تعمیر آنها و افزودن لوحه و توضیح تاریخی، مردم را به طرف آن می کشانند.

در اورشلیم که آن را زادگاه دوم خود می دانم گردش کنید و ببینید که در کنار هر ساختمان که جنبه تاریخی دارد، لوحه ای آویخته اند و به سه زبان عبری، عربی و انگلیسی تاریخچه ساختمان را شرح داده اند تا هر کس از آنجا می گذرد، از هویت این میراث فرهنگی آگاه شود.

همین ساختمان رادیو اسرائیل که از ان هر شب صدای برنامه فارسی را می شنوید حدود یک صد سال پیش برای ملکه حبشه (اتیوپی امروز) بنا شد و امروز استودیوهای رادیو اسرائیل در آنجا قرار دارد.

آثار قدیمی را برای سود جیب خود ویران می کنند

گردشی با فرزندان و نوه های خود به بیابانهای خشک جنوب اسرائیل داشتیم. تصور می کنید که در بیابان جز سنگلاخ و تپه و ماهور چه چیزی می توان یافت و چه جذابیتی دارد؟ ولی اسرائیلیان حتی بیابان را (که دو سوم از خاک جنوبی اسرائیل را تشکیل می دهد) برای گردشگری و آموزش احیا و زمین شناسی و تاریخ آماده ساخته اند: هر گوشه ای که چاهی وجود داشته و یا درختی رشد کرده، آن را حفظ کرده و برایش لوحه های توضیح نوشته اند تا گردشگران از آن آگاه شوند و بر اطلاعات خویش درباره وطن خود بیافزایند. کوره راههای بسیار طبیعی ساخته و علامتگذاری کرده اند تا راهنمای گردشگران باشد. علائم راهنمائی همه از سنگ و شاخه درخت و خاک ساخته شده که همرنگ محیط باشد و به طبیعت لطمه ای نزند.

روزی که به قدرت رسیدند، موزه های ایران را تاراج کردند و اشیاء عقیقه را صاحب شدند. البته در ابعاد غارت موزه باستانی بغداد پس از سقوط نظام صدام حسین در عراق نبود. ولی بسیاری از آثار عتیقه ایران را شامل می گردید. برخی دست اندرکاران رژیم شماری از این آثار باستانی را به خارج قاچاق کردند و به قیمت های گزاف به موزه های خارجی و یا کلکسیونرهای اروپائی و آمریکائی فروختند و به خاطر پول به وطن خود خیانت کردند.

حکومتی که به میراث فرهنگی کشور بی اعتنا باشد، هیچگونه ریشه ای در آن سرزمین ندارد.

انجمن کلیمیان ایران بارها به شهرداری تهران و بنیاد میراث فرهنگی ایران شکایت برد که چرا می خواهند محله تاریخی عودلاجان را ویران کنند. ولی کو گوش شنوا؟ چه کسی در دستگاه حکومتی اعتنا می کند؟ خود بنیاد میراث فرهنگی با صراحت اعتراف می کند که هیچ گونه اختیاراتی ندارد و شهرداری هیچ گونه اعتباری برای تذکرات آن قائل نیست.

به اسرائیل بیائید و ببینید که چگونه بنیاد میراث فرهنگی و سازمان حفظ محیط زیست و تشکلات مشابه بر دولت مسلط می شوند و بارها اتفاق افتاده که اجرای یک پروژه بزرگ دولتی یا خصوصی را در حساس ترین لحظات متوقف ساخته اند که نگذارند به آثار عتیقه و یا محیط زیست آسیبی وارد شود.

تنها استدلالی که شهرداری تهران و دیگر مسؤولان بی کفایت اقامه می کنند آن است که از طریق انهدام بعضی خانه های گلی و بی ارزش، می خواهند فضای سبز ایجاد کنند. ولی برخی اهالی عودلاجان می گویند سرمایه داران این زمین های ارزان قیمت را می خرند تا به ملک تجاری مبدل کنند و سود کلانی به جیب بزنند.

اسناد تاریخی نشان می دهد که در اواخر قرن نوزدهم و در دوران ناصرالدین شاه تعدادی از رجال و اعیان قاجاری در این محله زندگی می کردند و منسوبان درباره قاجار و کارکنان درباری و سفیران در "بخش بالای شهر" عودلاجان زندگی می کردند و جنوب این محله که فقیرنشین بود به اقلیت یهودی و مسیحی تعلق داشت.

بسیاری از خانه های تاریخی این محله به علت بی توجهی مسؤولان ویران شده و برخی دیگر را سرمایه داران به بهای نازل خریده و ویران کرده اند که به جای آن برج مسکونی بسازند.

چه حیف! 

 

به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه     
 
تمام حقوق تالیف برای دولت اسرائیل محفوظ است   شرائط به کارگیری