هنگام رانندگی از خانه به دفتر و بازگشت، بهترین زمانی است که من می توانم رادیو گوش کنم و از اخبار و گزارشهای رادیوئی و دیدگاههای مردم درباره مطالب روز آگاه شوم.
یکی از برنامه های مورد علاقه من «صدای شما در صدای اسرائیل» نام دارد. نه، منظورم برنامه فارسی رادیو اسرائیل نیست، بلکه برنامه است که پنج روز در هفته از شبکه اول رادیو اسرائیل به زبان عبری در ساعت دو بعدازظهر آغاز می شود و در یک برنامه یک ساعته، افراد مختلف با دیدگاههای متفاوت به روز خط می آیند و آن چه را که درباره مسائل روز می اندیشند بیان می کنند. توجه کرده ام که بیشترین اظهار نظرها متعلق به افراد راست گرا می باشد که در عین حال که از دولت اهود اولمرت و امتیازاتی که حاضر است به فلسطینیان بدهد به شدت انتقاد می کنند، رسانه های گروهی (و به ویژه رادیو و تلویزیون) را متهم می سازند که به گروههای چپ گرایش دارند و دیدگاههای ضد ملی را بازتاب می دهند.
در حاشیه باید بگویم که سازمان رادیو- تلویزیون اسرائیل یک تشکیلات ملی است و به دولت تعلق ندارد و بسیار طبیعی است که در برنامه های خود دیدگاههای همه احزاب و جناحهای سیاسی را بازتاب می دهد که بخشی از آنها نیز چپ هستند و راست گرایان نمی توانند انتظار داشته باشند که تنها دیدگاههای آنان بازتاب یابد. مگر دموکراسی جز این معنی می دهد؟
باری به هر جهت، منظورم از سخن امروز این نبود، بلکه قصد دارم از مطلبی کاملا جدا با شما سخن بگویم:
روز گذشته (سه شنبه 24 ژوئن 2008 ) هنگام شنیدن این برنامه ی «صدای شما در صدای اسرائیل»، انتظار داشتم که شرکت کنندگان در بحث از اهمیت دیدار پرزیدنت سرکوزی از اسرائیل سخن بگویند که قرار بود ساعتی بعد در پایان یک دیدار سه روزه پر از مهر و دوستی نسبت به اسرائیل، این کشور را ترک می گفت .
دیدار رئیس جمهوری یک کشور از اسرائیل موضوعی نیست که هر روز و هر هفته اتفاق بیافتد، ولی بیشترین بحث این «پارلمان آزاد» شبکه اول رادیو اسرائیل، درباره سه سرباز ربوده شده اسرائیلی بود که اکنون دو سال است یک تن از آنها (گیلعاد شلیط) در اسارت گروه تروریستی حماس و دو تن دیگر (اهود گولدواسر و الداد رگب) در اسارتگاه حزب الله لبنان به سر می برند.
اطلاع دارد که اسرائیل پس از پادرمیانی دولت مصر موافقت کرد که یک آتش بس موقت (شش ماهه) برقرار گردد که در چارچوب آن، اسرائیل محاصره نوار غزه را به تدریج برچیند و گذرگاههای مرزی باز شود. توافق طرفین آن است که چند روز پس از آغاز آتش بس (و در واقع «آرامش» که در عربی «تهدیة» نامیده می شود) گفتگو درباره مبادله شلیط با شماری از زندانیان تروریست فلسطینی آغاز شود.
من نمی دانم که دولت اسرائیل در مقابل یک سرباز خود، چند تروریست را حاضر است آزاد کند و کدام تروریست ها را از زندان رها سازد. ولی این را می دانم که حماس خواستار آزادی 450 نفر از آدمکشان قسی القلبی شده که در زندانهای اسرائیل به سر می برند و شماری از آنها به حبس ابد محکوم شده اند- چون چندین مورد قتل مرتکب گردیده اند و از آنجا که در اسرائیل مجازات اعدام وجود ندارد- برخی از آنها به چند سال حبس ابد محکوم شده اند.
حماس می گوید که در اسرائیل بیش از یازده هزار فلسطینی به اتهام (و در واقع به جرم) عملیات تروریستی در زندان به سر می برند، بنابراین چه اهمیتی دارد که اسرائیل در ازای رهائی یک سرباز خود، 450 تروریست فلسطینی را آزاد کند و هزینه نگاهداری زندانیان کمتر شود.
درگذشته نیز اسرائیل حتی در ازای دریافت پیکرهای سه سرباز جان باخته خود، صدها تروریست فلسطینی را آزاد کرده است. ولی اشکال مهم آن است که برخی از این رها شدگان، دوباره به ترور روی می آورند و در یک سال گذشته 15 اسرائیلی توسط همین فلسطینیانی که از مجازات گریخته و درچارچوب مبادلات، به طور زود هنگام آزاد شده اند، به قتل رسیده اند.
از برنامه «صدای شما در صدای اسرائیل» رادیو می شنیدم که چطور مردم از دولت اهود اولمرت انتقاد می کنند و کابینه را به نرمخوئی در برابر دشمن نابکار و قسی القلب متهم می سازند. از یک سو برایم طبیعی بود که در اسرائیل این چنین آزادی بیان وجود دارد که از رادیوی ملی این چنین به صراحت ازدولت انتقاد می شود- و از سوی دیگر کنجکاو بودم ببینم مردم چه راهکارهائی را پیشنهاد می کنند.
یکی می گفت: اسرائیل باید از پیش اعلام می کرد که برچیدن محاصره و بازکردن گذرگاههای مرزی مشروط به آن خواهد بود که گیلعاد شلیط بدون هیچ شرط و معاوضه آزاد شود. چه امتیازی برای فلسطینی بالاتر از برچیدن محاصره و بازگشائی گذرگاههائی که اهالی نوار غزه را با دنیا ارتباط می دهد؟
یک شنونده دیگر پیشنهاد می کرد که اسرائیل باید هشدار می داد که اگر شلیط آزاد نشود، سران حماس و مهره های درشت آن سازمان را خواهد کشت و حتی زنان و کودکان آنها را به اسارت درخواهد آورد.
دیگری خواستار آن بود که دولت به حماس اولتیماتوم بدهد که اگر شلیط آزاد نشود، تاسیسات دولتی حماس در غزه را بمباران و منهدم خواهد کرد.
در میان این بحث شدید که با شیوه و منطق دولت اسرائیل و موازین اخلاقی و بشری که اسرائیل سخت پای بند آنهاست اصلا همخوانی ندارد، شنونده ای یادآوری کرد که شوربختی در آن است که برای اعراب جان انسانها هیچ ارزش و اهمیتی ندارد و حتی اگر آنها خواهان آزادی تروریست های زندانی هستند، تنها به این هدف و امید است که آنها از زندان بیرون بیایند تا بتوانند آدمکشی را از سر بگیرند.
شنونده دیگری در این بحث شرکت کرد و یادآور شد که همین دو روز پیش (یکشنبه) در میدان بار فروشان در بغداد زنی که کمربند انتحاری پوشیده بود خود را منفجر کرد و دهها نفر زن و کودک و پیر و جوان را کشت- افرادی که همه مسلمان و هموطن او (عراقی) هستند و نمی شود آنها را دشمن محسوب کرد.
اگر عراقی، عراقی می کشد و مسلمان، مسلمان می کشد، چه انتظاری می توان داشت که تروریست فلسطینی از جنایت علیه اسرائیلی دست بردارد؟
یک شنونده دیگر اسرائیلی یادآوری کرد که در جنگ ایران و عراق، حکومت ایران نوجوانان 12 تا 14 ساله را به میدانهای مین می فرستاد که تکه تکه شوند و راه را برای پیشروی سربازان بگشایند. او همچنین یادآوری کرد که تروریست ها کودکان و نوجوانان فلسطینی را برای اجرای عملیات تروریستی و یا انتقال مواد تخریبی و بمب دستی از نقطه ای به نقطه دیگر (به این امید که مورد سوءظن سربازان اسرائیلی قرار نگیرند) اجیر می کردند و می کنند. و باز هم ماجرای محمد الدورة پیش آمد که فلسطینی ها ادعا کردند که با گلوله سربازان اسرائیلی کشته شد که دادگاه فرانسه آن را باطل دانست و احتمال زیاد می رود که خود فلسطینی ها او را به قتل رساندند که بهره کشی تبلیغاتی بکنند.
دیدار پرزیدنت سرکوزی از اسرائیل موجب خرسندی و شادی است، ولی ذهن مردم اسرائیل به یک مساله انسانی مشغول است و آن سرنوشت گیلعاد شلیط ، اهود گولدواسر و الداد رگب است.
ملتی که این چنین خود را منسجم و یک خانواده می داند، همیشه زنده خواهد ماند.
