همـدمی
   
 
صفحه نخست     سخن دوست     سخن دوست - 16

سخن دوست – 16
دیدگاههای شخصی
منشه امیر

   
11 اوت 2007

در بیان این واقعیت که رژیم هائی وجود دارند که از دیرباز دریافته اند که رویای صدور انقلاب و برقراری یک رژیم جهانی، آرمانی عبث و ناشدنی است.  این جبر تاریخ، چه هنگام کوبه  در خانه ایرانیان را خواهد زد؟

 یادداشت شنبه 20 امردادماه 1386
 درست یک سال به آغاز بازیهای اولمپیک در پکن باقی مانده است و دولت چین (و در واقع شهرداری پکن) آئین باشکوهی را به این مناسبت برگزار کرد که به طور مستقیم از شبکه های تلویزیونی چندین کشور جهان پخش شد.
این مراسم، همراه با رقصهای دسته جمعی و نمایشهای گروهی (که مردم چین در اجرای آن استاد هستند) خیره کننده و هیجان آور بود و از خود پرسیدم که آیا کانال ورزشی تلویزیون جمهوری اسلامی ایران نیز این مراسم را به طور زنده و مستقیم پخش کرد؟
با دیدن این برنامه پرشکوه رقص و شادی، دو نکته ذهن مرا به خود مشغول داشت:
1) تصور می کنم که از دیدگاه اجتماعی و سیاسی جالب باشد توجه به این نکته که تا کمتر از دو دهه پیش چین یک کشور انقلابی بود که امید داشت پیام توفنده خویش را به سراسر جهان صادر کند. دنیا را به دو بخش تقسیم می کرد: آنهائی که کاپیتالیست و سودجو هستند (مستکبران)، و آنانی که به طبقه پرولتاریا (مستضعفان) تعلق دارند.
چین سالیان دراز در کنار اتحاد جماهیر شوروی، دنیا را به جنگ و آشوب تهدید کرد. نتیجه آن شد که ملت چین روز بروز فقیرتر گردید. زیرا رژیمی که می بایست درآمد ملی را در راه رفاه مردمان به کار گیرد، با این درآمد به تولید اسلحه و کمک به سازمانهای "آزادیبخش" (در واقع گروههای ترور بین المللی) پرداخت. ولی روزی رسید که رژیم دریافت اگر به حال مردمان نرسد، خودش سقوط خواهد کرد.
اکنون چند سالی است که چین به تدریج از کمونیسم دور و دورتر می شود و اگر هنوز قالبهای کمونیستی را حفظ کرده، از نظر شیوه مدیریت اقتصادی تفاوتی با کشورهای کاپیتالیستی ندارد. در نتیجه این دگرگونی، سطح زندگی مردم چین دائما بالا می رود و امروز چین از نظر رشد درآمد سرانه، شاید در مقام نخست جهان باشد.
ولی همه آنچه که در تمجید از رژیم کنونی چین گفتیم از شقاوتها و بیرحمیها و سرکوبگریهای رژیم یک سر سوزن هم نمیکاهد. کافی است یادآوری شود که دولت پکن برای احداث ورزشگاهها و سالنهای مسابقات اولمپیک صدها هزار خانه را ویران کرد و موجب آوارگی بیش از یک میلیون نفر انسان گردید و فرمانروایان چین خم به ابرو نیاوردند.
2) هنگامی که آن رقصهای زیبا و هنرمندانه را دیدم، که بسیار باشکوه و تحسین برانگیز بود، به یاد این واقعیت افتادم که رژیمهائی وجود دارند که می خواهند مردم خود را همیشه اندوهگین نگاه دارند و شادی را بزرگترین دشمن مرام خویش می دانند.
در مجلس عزاداری از شهادت سخن می گویند و از مرگ تجلیل می کنند.
در مجلس شادی نیز از شهدا و لذت نوشیدن شربت شهادی سخن می گویند.
در نماز جمعه مرتبا ادعا می کنند که دشمن در انتظار است و باید به جهاد و تحمل ناملایمات ادامه داد.
در گشایش نمایشگاه نقاشی، رئیس جمهوریش می گوید دو هنر زیبای جهانی "جهاد" و "شهادت" است.
چنین وانمود می کنند که انسان به دنیا آمده است که بکشد و کشته شود.
ادعا می کنند که این دنیا یک جهاد مداوم و پایان ناپذیر است و تنها در دنیای باقی می توان به آرامش دست یافت.
گریه را برای هر درد بی درمانی دوا می دانند و سالروز مرگ مقدسین را هربار پر آب و تاب تر برگزار می کنند.
شادی در قاموس آنها جائی ندارد و جلوی هرگونه خوشی جوانان را می گیرند و آنان را سرکوب می کنند.

سالهاست که چین از آن دنیای تصورات و رویاها بیرون آمده و امروز در راه رفاه مردمشانش گام بر می دارد.
این دگرگونی را چه هنگام در ایران انتظار داشته باشیم؟


 

به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه     
 
تمام حقوق تالیف برای دولت اسرائیل محفوظ است   شرائط به کارگیری