همـدمی
   
 
صفحه نخست     سخن دوست     سخن دوست شماره 59 در بیان مفهوم راستین "اآپارتهاید"

سخن دوست شماره 59 –
دیدگاه های شخصی
منشــه امیـــر

11 ژوئن 2010

برخی متحجران فکری، زیر شعارهای "روشنفکری"، عملا از حماس و بنیادگرائی اسلامی جانبداری می کند و بر حقایق و واقعیات چشم بر می بندند.

  
  

منصور فرهنگ (راست) و منشه امیر در "رادیو فردا"

از هنگامی که گروهی تحریک شده (و تعلیم دیده) سوار بر کشتی ترک "ماوی مرمره" با ادعای رساندن "کمک های انسان دوستانه به اهالی غزه"، ولی با شعار "ناوگان آزادی غزه و لغو محاصره از جانب اسرائیل"، به تکاوران اسرائیلی حمله بردند و موجب آن خونریزی شدند، (9 کشته از جانب حمله کنندگان و 10 سرباز زخمی از جانب اسرائیل)، اسرائیل هدف مغرضانه ترین حملات رسانه ای و تبلیغاتی در سراسر جهان قرار گرفته، و کمتر شبکه تلویزیونی، رادیوئی و یا روزنامه ای بوده، که با صداقت و بی طرفی این رویدادها را بازتاب داده است. اکثر قریب به اتفاق گزارش ها به شیوه ای بوده که گویا "راهزنان دریائی اسرائیل" بر "یک کشتی غیرنظامی" و حامل "افراد غیرنظامی و زن و کودک و بزرگ و کوچک" در "آب های بین المللی" حمله برده و موجب کشتار آن ها شده اند.
برخی افشاگری های نخست وزیر اسرائیل و مقامات این کشور در مورد این که دو گروه تروریستی در دو بندر استانبول و انتالیا، به طور جداگانه از دیگر سرنشینان کشتی سوار آن شدند و ماموریت داشتند که خونریزی به راه اندازند، و این واقعیت که دست کم سه تن از ترک ها پیش از آن که سوار کشتی شوند ابراز خرسندی کرده بودند که می روند شهید شوند، و عکس هائی که از سربازان خون آلود اسرائیل در یک روزنامه ترک انتشار یافت از خشونت چریک های تعلیم دیده حکایت می کند، تقریبا با بی اعتنائی و عدم توجه شمار زیادی از رسانه های جهانی روبرو شد و از بازتاب گسترده و متقابل برخوردار نگردید.
رسانه های فارسی زبان برون مرزی نیز اکثرا به پخش اخبار و بحث ها و گزارش های یک سویه ای پرداختند که در واقع حمایت از به راه اندازان این آشوب، و نکوهش علنی کشور اسرائیل بود؛ و این در حالی که وجدان حرفه ای ایجاب می کند که پخش گزارش و خبر همراه با بی طرفی و بی غرضی انجام شود.
شماری از گروه های چپ و "روشنفکر" ایرانی، که برخی از آنان همچنان آشکار یا پنهان از جمهوری اسلامی ایران جانبداری می کنند، به حمایت قاطعانه از ترور حماس و سازمان اسلام گرای ترک پرداختند و اسرائیل را "جنایتکار" لقب دادند. پیامد انتشار این گزارش، تقویت و دلگرمی حماس در ادامه آدم کشی و حملات موشکی علیه اسرائیل، تقویت عناصر صلح ستیز در میان فلسطینیان و خارج از آن، و آسیب رسانی به روند مذاکرات صلح اسرائیل و فلسطینیان است. 

مناظره ای که "رادیو فردا" با مدت کمتر از سی دقیقه بین منصور فرهنگ و من (منشه امیر) ترتیب داد، یکی از نادرترین مواردی بود که به فردی از داخل اسرائیل و آشنا به ریزه کاری های امر امکان داده شد شرکت کند و دیدگاه های خویش را بیان دارد و این سوی سکه را نیز نشان دهد – و شاید به همین علت نیز بود که این مناظره هنگام پخش و پس از قرار گرفتن در تارنمای خبری رادیو فردا با استقبال زیاد روبرو شد.

مناظره رادیو فردا را در این جا
بشنوید و متن آن را مطالعه کنید


منصور فرهنگ در این مناظره، ادعاهائی مطرح کرد که امکان پاسخگوئی مشروح و مستدل به همه آن ها وجود نداشت، زیرا از پیش توافق شده بود که در هر دور، هر یک از طرفین فقط دو دقیقه می تواند سخن بگوید.
ولی آن چه که منصور فرهنگ در این گفت و گو مرتبا بر آن تاکید گذاشت، "آپارتهاید اسرائیل" بود.
با آن که آقای فرهنگ دیپلمات رسمی جمهوری اسلامی ایران در گذشته بوده و با امور بین المللی و واژه های سیاسی باید آشنائی کامل داشته باشد، این واژه را به صورتی نادرست به کار برد که از عمق کینه ورزی او نسبت به اسرائیل پرده بر می دارد و در واقع می تواند نماد همه آنانی باشد که زیر پوشش "روشنفکری" به حملات تبلیغاتی مغرضانه علیه اسرائیل پرداخته و از ترور فلسطینی جانبداری می کنند.
در آن گفت و گو در رادیو فردا که امیرمصدق کاتوزیان با مهارت حرفه ای قابل تحسینی آن را اداره کرد، منصور فرهنگ بارها و بارها ادعا کرد که اسرائیل یک کشور "آپارتهاید" است و توضیحات مشروح من در مورد آزادی و تساوی حقوقی که برای یک میلیون و چهارصد هزار نفر اعراب اسرائیل وجود دارد، کوچکترین تغییری در دیدگاه های او نداد.

تصور می رود که آقای فرهنگ یا مفهوم حقوقی واژه "آپارتهاید" را نمی داد، و یا در به کار بردن آن، عمدا صداقت و امانت و بی طرفی را کنار می گذارد.

"آپارتهاید"، که یکی از واژه های مرسوم در دوران حکومت سفیدپوستان بر آفریقای جنوبی بود و یک سیاست علنی و رسمی محسوب می گردید، به معنی "تفکیک نژادی" است؛ به این معنی که سیاه و سفید باید از هم جدا باشند و جدای از هم زندگی کنند.
بدین سان بود که در آفریقای جنوبی سیاه در پارک های عمومی بر نیمکت خود می نشست و سفید بر نیمکت جداگانه خود. سیاه با اتوبوس ویژه خویش رفت و آمد می کرد و سفید اتوبوس های خودش را داشت. سیاه نمی توانست وارد رستوران سفید پوستان شود و از هر نظر مورد تبعیض و "جداسازی نژادی" قرار داشت. آیا در اسرائیل این چنین است؟

خطاب به منصور فرهنگ در آن بحث رادیوئی گفتم (که شوربختانه به علت کمبود وقت برنامه، این سخنان من پخش نشد) که یهودی و عرب هر دو از یک نژاد هستند، هر دو سامی هستند، هر دو از یک پدر بزرگ زاده شده اند (حضرت ابراهیم) و پسر عموهای هم هستند و یهودی و اسرائیلی نمی تواند نژاد پرست باشد.

توضیح دادم (و این بخش از توضیحات از رادیو فردا پخش شد) که در اسرائیل یهودی و عرب با یک اتوبوس رفت و آمد می کنند، در یک بیمارستان بستری می شوند، در یک رستوران با هم غذا می خورند و اعراب در ادارات دولتی اسرائیل و در امور پزشکی و صنعت و رسانه ای و غیره در کنار یهودیان کار می کنند و در اسرائیل وزیر عرب داشته ایم (و داریم) و حتی معاون وزیر خارجه اسرائیل عرب بوده است. تاکید کردم که تساوی حقوق بین دو قوم عرب و یهودی در اسرائیل، از همه کشورهای خاورمیانه عربی و غیرعربی بیشتر و کاملتر است. کجای این وضع را می توان "آپارتهاید" نامید و با دوران حکومت سفید پوستان بر آفریقای جنوبی مقایسه کرد؟

به یاد دارم که در بیمارستان هداسا در اورشلیم (که حدود نیمی از مراجعه کنندگان به آن بیماران عرب و فلسطینی و حتی اعراب کشورهای همسایه هستند) چند سال پیش یک سرباز اسرائیلی را در کنار یک مرد عرب بستری کردند. شوربختانه، سرباز اسرائیلی که در جریان رویاروئی با یک تروریست فلسطینی به شدت زخمی شده بود فوت کرد – ولی قلب او را در بدن آن بیمار عرب پیوند دادند و آن عرب از مرگ نجات یافت. کجای این رفتار انسانی "آپارتهاید" تواند بود؟

بروید و در روستاها و شهرک های عرب نشین شمال اسرائیل و در شهر حیفا که در آن جا عرب و یهودی در کنار هم در یک محله زندگی می کنند، ببینید که خانه های اعراب چقدر زیبا و اعیانی است و هیچ دست کمی از خانه های یهودیان ندارد. کجای این "آپارتهاید" است؟

دموکراسی اسرائیل افتخار می کند که اعراب از تساوی حقوق برخوردارند (حتی اگر این تساوی صد درصد نشده، ولی ده ها برابر گسترده تر از آنچه که اقلیت های قومی و دینی در کشورهای همسایه اسرائیل از آن برخوردار هستند)، در مقابل، حماس غیرمسلمانان را انسان نمی داند، خطیبان آن یهودیان را "خنازیر و ابن عنتر" می خوانند و مسیحیان را سرکوب می کنند و مخالفان سیاسی خود را می کشند و زنان را مورد تبعیض قرار می دهند و غیره و غیره.

ادعای منصور فرهنگ از جمله آن بود که اسرائیل علیه فلسطینیان از شیوه "آپارتهاید" پیروی می کند – که ظاهرا منظورش اعراب ساکن نوار غزه و کرانه باختری رود اردن بود:
یک سرباز اسرائیلی و یا شهروند اسرائیلی در غزه وجود ندارد و حکومت آن ناحیه در دست حماس است. پس اسرائیل چگونه می تواند علیه فلسطینیان غزه سیاست "آپارتهاید" به کار برد؟

منظورش محاصره نوار غزه توسط اسرائیل است. این محاصره را عملا حماس به وجود آورد زیرا اعلام داشت که خود را با اسرائیل در حال جنگ می داند. اسرائیل برای دفاع از شهروندان خود و تامین امنیت آنان، و برای آن که جمهوری اسلامی ایران و دیگر سازمان های ترور نتوانند به غزه جنگ افزار برسانند، این محاصره را اعلام کرد. آیا در شرائط جنگی، می توان این اقدام دفاعی کشوری را "آپارتهاید" نامید؟  ایا منصور فرهنگ از یاد برده است که جمهوری اسلامی ایران دست کم دوبار قصد رساندن اسلحه با کشتی به نوار غزه را داشت که به دام افتاد (و خدا می داند که چند بار دیگر موفق شد)؟ آیا او کشتی "کارین – ای" و کشتی "فرانکوپ" را فراموش کرده است؟
آیا منصور فرهنگ و دیگران، که از رنج اهالی غزه سخن می گویند، نمی دانند که اهالی فلسطینی در کرانه باختری از رفاه نسبی برخوردار هستند و در یک سال گذشته بیش از هفت درصد رشد اقتصادی داشته اند؟ علت این تفاوت چیست؟ علت آن است که از کرانه باختری علیه اسرائیل تعرض تروریستی نمی شود و محاصره ای وجود ندارد – ولی حاکمان برغزه به حملات موشکی و ترور علیه اسرائیل ادامه می دهند. آیا خشم انسان دوستان نباید به جای آن که متوجه اسرائیل شود، به سوی ظالمان حاکم بر غزه معطوف گردد؟

منصور فرهنگ از "آپارتهاید" اسرائیل (علیه فلسطینیانی که خود را با اسرائیل در حال جنگ می دانند) سخن می گوید. با بیان این مطلب، نوشتار خویش را به پایان می برم:

در اوج انتفاضه، یکی از عملیات آدم کشی فلسطینیان علیه اسرائیلیان، آن بود که در جاده های مشترک در کرانه باختری، با کمک یک اتومبیل در حال حرکت، اتومبیل های اسرائیلی را گلوله باران می کردند تا سرنشینان آن ها را به قتل برسانند. در چند مورد، زن و کودک اسرائیلی نیز به طرز فجیعی کشته شدند – که به دنبال آن ارتش درصدد احداث جاده تازه ای بر آمد که در آن فقط اتومبیل های اسرائیلی حرکت کنند تا مورد حمله قرار نگیرند. ولی دیوان عالی عدالت در اسرائیل این تصمیم ارتش را باطل کرد و آن را تبعیض آمیز و غیر قابل تحمل دانست و در نتیجه، امروز در همان جاده اسرائیلی، فلسطینیان نیز حق حرکت با اتومبیل خود را دارند – آیا این را "آپارتهاید" می دانید؟

اگر وجدان دارید، اگر دوستدار انسانیت هستید، تحجر فکری را کنار گذارید و به واقعیات با چشمان باز و بدون پیش داوری بنگرید. به جای آن که زیر پوشش شعارهای انسان دوستانه، عملا از حماس و ترور حمایت کنید، بیائید از سیاست های ستیزجویانه حماس به انتقاد علنی بپردازید و سرکردگان آن را متقاعد سازید از خشونت و ستیز دست بردارند. اطمینان داشته باشید که با این کار، بزرگترین خدمت را به بشریت و پیشبرد صلح خواهید کرد. پیشاپیش از شما، به نام انسانیت، سپاسگزاری می کنم.

نوشتۀ: منشه امیر – اورشلیم 

به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه     
 
تمام حقوق تالیف برای دولت اسرائیل محفوظ است   شرائط به کارگیری