هر روز دهها پیام الکترونی از کاربران تارنمای وزارت خارجه اسرائیل از داخل ایران و خارج از آن دریافت می شود. خواندن این پیامها برای ما بسیار مهم و جالب است. زیرا به ما امکان می دهد از دیدگاههای کاربران و خواسته ها و پرسشهای آنان آگاه شویم.
معمولا اکثر این پیامها حاکی از مهر کاربران نسبت به برپائی این تارنما و کشور اسرائیل است. اکثر کاربران تاکید می کنند که بین دو ملت ایران و اسرائیل از دیرباز روابط دوستانه برقرار بوده و دو کشور در خاورمیانه و در برابر خصومت اعراب بسیار به یکدیگر نیاز دارند و می توانند به هم یاری برسانند.
برخی پیامها نیز حاوی پرسشهائی است که در ستون پرسش و پاسخ مطرح خواهیم ساخت و به آنها جواب خواهیم گفت.
ولی گاهی هم (البته به ندرت) پیامهائی از قبیل آنچه در بالا نقل شد به دست ما می رسد.
از این شستشوی مغزی شده باید پرسید که چرا آرزوی نابودی اسرائیل را دارد؟
مناسبات اسرائیل و ایران همیشه روابط دو دوست بوده و در سالهای پیش از به روی کارآمدن حکومت اسلامی در ایران، دو کشور در زمینه های پزشکی و کشاورزی و امور دانشگاهی و علم و صنعت همکاری داشتند. در امور اطلاعاتی نیز همکاریهائی بین دو کشور وجود داشت. زیرا در آن سالها جمال عبدالناصر فرمانروای مصر به کشور ایران و خطه زرخیز خوزستان نظر داشت و می خواست آنجا را ببلعد- همانگونه که سالهای بعد، و پس از آن که حکومت ایران از اسرائیل برید و سیاست خصمانه ای نسبت به این کشور در پیش گرفت و همکاریها قطع شد، صدام حسین دوباره به هوس بلعیدن خوزستان افتاد و جنگ هشت ساله را آغاز کرد.
اسرائیل با ایران، هر چه دارد دوستی و مهر است – دشمنی ندارد.
اسرائیل به یک وجب خاک ایران هرگز نظر نداشته است.
اسرائیل خلیج فارس را هرگز خلیج عربی نخوانده است.
اسرائیل هرگز نگفته است که جزایر تنب و ابوموسی متعلق به اعراب است.
اسرائیل همیشه از همکاری و دوستی با ایران سخن گفته است.
بنابراین، اگر سران حکومت ایران سیاستی در پیش می گرفتند که هدف آن رسیدن به آرمانهای ملی ایران و تامین منافع ملت ایران بود، بطور طبیعی با دولت و ملت اسرائیل دوست می شدند و با این کشور همکاری می کردند.
ولی حکومت کنونی ایران است که آرزوی برپائی یک امپراطوری شیعه را دارد و برای رسیدن به این رویا می خواهد ایران و منافع ایرانیان را قربانی کند.
حکومت ایران است که مساله فلسطینیها را آلت دست و وسیله ای برای رسیدن به هدفهای نامشروع و ستیزجویانه منطقه ای و جهانی خود قرار داده است.
حکومت ایران است که به فلسطینیان می گوید به فکر صلح نباشید، بلکه به نزاع و خونریزی ادامه دهید.
به حماس اسلحه می دهد، جهاد اسلامی را تقویت می کند، برای حزب الله لبنان پول و امکانات می فرستد ....
اگر اسرائیل، همانند اکثر کشورهای دنیا با اتمی شدن حکومت کنونی ایران مخالفت می ورزد، نه به خاطر آن است که نمی خواهد ملت ایران از دانش اتمی به بهره بماند.
به عکس، ایرانیان باید از دانش اتمی برخوردار گردند.
ولی مساله در این است که همگان می دانند که این حکومت در جستجوی بمب اتمی است و آنچه برایش اهمیت ندارد پیشرفت علمی و صنعتی ایران است و این واقعیت را ما در همه زمینه های مدیریت حکومت دیده ایم.
در دوران پیش از به قدرت رسیدن حکومت اسلامی، دولت ایران قصد داشت 12 نیروگاه اتمی در سراسر کشور برپا کند. هیچ کشور جهان به این برنامه اعتراضی نکرد.
حکومت کنونی در ایران، خود علنا می گوید که می خواهد اسرائیل را نابود کند و کشورهای اسلامی را تحت تسلط خود در آورد و برای رسیدن به این هدف انواع جنگ افزارها را تولید کرده و اکنون در تلاش برای رسیدن به بمب اتمی است.
آیا اسرائیل می تواند ساکت بنشیند؟
آیا اسرائیل نباید از خود دفاع کند؟
اسرائیل با ایران هیچ دشمنی ندارد. بی تردید ملت ایران نیز با اسرائیل خصومتی ندارد. مشکل، حکومتی است که می خواهد دنیا را ببلعد و در این تلاش ملت ایران را به لبه پرتگاه می رساند.