همـدمی
   
 
صفحه نخست     سخن دوست     شماره 47- در بیان بازداشت خبرنگار حکومت ایران در اسرائیل

سخن دوست – شماره 47
دیدگاه های شخصی
منشـــه امیــــر

6 ژانویه 2009

در بیان اصل مقدس آزادی بیان در اسرائیل و بازداشت گزارشگر تلویزیون حکومت اسلامی ایران در اسرائیل

  
  

 

هنگامی که خبر بازداشت گزارشگر تلویزیون جمهوری اسلامی ایران در اسرائیل را بررسی می کردم، از خود پرسیدم که اگر چنین امری در ایران اتفاق می افتاد، حکومت چگونه عمل می کرد؟
گزارش تائید حکم بازداشت گزارشگر
تلویزیون ایران را اینجا مطالعه کنید

خبر خیلی روشن است: اسرائیل به فردی که باشنده (مقیم) اورشلیم است، حتی اگر تابعیت اسرائیلی به او داده نشده (چون فلسطینیان شرق اورشلیم حاضر نشده اند خود را بخشی از اسرائیل بدانند) اجازه می دهد به عنوان گزارشگر شبکه تلویزیونی عربی العالم، متعلق به حکومت اسلامی ایران، که دائما اسرائیل را به نابودی تهدید می کند و به حماس و جهاد اسلامی اسلحه می رساند که به جنگ و خونریزی ادامه دهند، به جبهه برود و شاهد همه تحرکات ارتش اسرائیل باشد و گزارش های مستقیم و غیرمستقیم تصویری تهیه کند و برای پخش در تلویزیون دولتی ایران بفرستد – همان تلویزیونی که با تحریف واقعیات و نشان دادن اجساد غیرنظامیان فلسطینی جان باخته، می کوشد به تحریک مردم ایران بپردازد و نقش جنایتکارانه خود را در فرستادن فلسطینیان به قربانگاه پنهان کند.
خبرنگار حکومت ایران (که در رسانه های امروز تهران نام او خضر شاهین گزارش شد) می دانست که عمل وخیمی مرتکب شده که ممکن بود جان دهها و شاید صدها سرباز اسرائیلی را به خطر اندازد. او فراری شد. ولی پلیس پس از یک روز او را شناسائی و بازداشت کرد و امروز به نزد قاضی آورده شد تا قرار توقیف برایش صادر کند. طبیعی است که این فرد خطاکار از حمایت وکیل مدافع نیز برخوردار بود که قاطعانه از او دفاع کرد و ادعا داشت که رفتار این گزارشگر خطاکار عمدی نبوده و او قصد لطمه زدن به امنیت اسرائیل را نداشته است.
به یاد آوردم که همین دیروز بود که دیوان عالی اسرائیل حکم صادر کرد که دولت اسرائیل باید به شماری از خبرنگاران خارجی اجازه ورود به نوار غزه را بدهد تا بتوانند از آنجا گزارش تهیه کنند. حدود پانصد خبرنگار خارجی (و از جمله تلویزیون العالم) در طول خط مرزی اسرائیل و غزه اجتماع کرده و همگی خواهان ورود به آن ناحیه هستند.
اسرائیل اجازه ورود نمی دهد، به خاطر آن که فعالیت خبرنگاران خارجی ممکن است جان سربازان اسرائیلی را به خطر اندازد. بدیهی است که به خبرنگاران اسرائیلی مطلقا اجازه دخول به غزه داده نمی شود، زیرا خطر آن هست که افراد مسلح فتح یا جهاد یا ماجراجویان دیگر، آنها را بربایند و به عنوان گروگان، از اسرائیل باج بخواهند. به یاد دارید که شش ماه پیش خبرنگار بی بی سی را ربودند – گرچه بعدها او را آزاد کردند، ولی خبرنگار اسرائیلی داستان دیگری است.
ولی دیوان عالی عدالت اسرائیل خواهان حفظ حق آزادی بیان حتی در شرائط جنگی است و حکم صادر می کند که اسرائیل باید دست کم به 12 خبرنگار خارجی اجازه ورود به غزه را بدهد و آنها باید گزارش های خود را در اختیار دیگر خبرنگاران علاقمند قرار دهند. تصور آن است که 12 خبرنگار که دور و بر سربازان اسرائیلی می چرخند و هر تکان خوردن آنها را زیر نظر دارند، در حدی نیستند که جان آنها را به خطر اندازند.
ولی دیوان عالی این واقعیت را نادیده می گیرد که همیشه حضور خبرنگاران و فیلمبرداران وعکاسان در صحنه، موجب تحریک بیشتر آشوبگران و آدمکشان می شود و آتش فتنه را بیشتر دامن می زند. ولی اسرائیل کشور قانون است و هنگامی که دیوان عالی حکم می دهد، دولت مقید است به آن عمل کند.
یک واقعیت دیگر را نیز دیوان عالی در نظر نگرفت و آن این که حکومت سرکوبگر حماس در غزه، خبرنگاران خارجی را زیر فشار می گذارد و آنها را حتی مورد تهدید جانی قرار می دهد که از مخابره گزارش های منفی (واقعی) درباره حماس خودداری ورزند، وگرنه مجازات خواهند شد -  و کدام خبرنگار خارجی است که این هشدار را دست کم بگیرد؟
به یاد آوردم که حماس از دو سال و اندی پیش که قدرت را در غزه به دست گرفت، همه خبرنگاران خارجی را یکی پس از دیگری اخراج کرد و رسانه های خبری مهم جهان که نمی توانند غزه را به عنوان یک کانون خبر نادیده بگیرند، ناچار شدند به استخدام خبرنگاران محلی بپردازند که همه آنها مزدوران حماس هستند و اگر هم نباشند، نمی توانند وظیفه حرفه ای خود را با صداقت انجام دهند، زیرا اگر خبر واقعی مخابره کنند، بلافاصله بازداشت، شکنجه و مجازات می شوند.
به یاد می آورم که ارتش آمریکا هنگامی که به عراق حمله کرد، به خبرنگاران اجازه حضور در جبهه را نداد. ارتش بریتانیا در سال 1982 هنگامی که به جزایر مالویناس (فالکلند) که مورد ادعای آرژانتین است، لشگر کشی کرد نیز به خبرنگاران اجازه نداد در جبهه حضور داشته باشند. ارتش های بسیاری دیگر از کشورهای جهان نیز در جریان جنگ ها همین رفتار را داشته اند. بنابراین، اسرائیل نیز این حق را دارد که نگذارد گزارشگران به جبهه رفت و آمد داشته باشند.
امنیت اسرائیل بسیار حساس تر از هر کشور دیگر است. زیرا نه عراق قصد نابودی ایالات متحده را داشت و نه آرژانتین می خواست بریتانیا را نابود کند و نه انگلیس قصد انهدام آرژانتین را داشت. ولی حماس و جهاد می گویند که اسرائیل را می خواهند نابود کنند و همه تلاش آنها در موشک اندازی، کشتن شهروندان اسرائیلی است.
شاید قیاس مع الفارق باشد، ولی کاملا مشروع است که آزادی خبرنگاران در اسرائیل را با آنچه که در حکومت ایران می گذرد مقایسه کنیم: آنها چنان سرکوبگر هستند که نه تنها به خبرنگاران اجازه نمی دهند به طور آزاد وظائف حرفه ای خود را انجام دهند، بلکه حتی روزنامه کارگزاران را به این جرم بستند که یک خبر حقیقی منتشر کرده بود -  آن هم نه از قول خودش، بلکه از قول دفتر تحکیم وحدت دانشجوئی که فاش ساخته بود افراد تروریست حماس و جهاد هویت خود را با پوشیدن روپوش پزشکی و پرستاری پنهان می کنند و کودکان خردسال و کودکستانی فلسطینی را سپر بلای خویش می سازند. این، یک واقعیت است که بزرگترین سازمان دانشجوئی ایران فاش ساخت. ولی حکومت ایران که با شستشوی مغزی گسترده، می کوشد مردم ایران را علیه اسرائیل تحریک کند و یاری رسانی های مالی و مادی و تسلیحاتی و معنوی خود به این گروه های آدم کش را موجه جلوه دهد، حتی تحمل افشای این واقعیت ساده را نیز ندارد.
به یاد حسین درخشان، آن جوان هذیان گو و سطحی اندیش افتادم که به جرم دو سفر آشکار به اسرائیل و مقالاتی که درباره این کشور انتشار داده (و بخشی از آن تحریف حقایق و زیر پا گذاشتن انصاف و واقعیات بوده) در زندان بسر می برد و اتهام جاسوسی به او بسته اند و نه وکیل مدافع واقعی دارد و نه ادامه بازداشت او قانونی است.
به یاد همه روزنامه نگاران دلاور و آزادمنش ایران افتادم که به جرم افشای برخی از واقعیات در مورد آنچه که در حکومت اسلامی ایران می گذرد، به زندان افتاده اند و اتهام آنها "تشویش اذهان عمومی" است.
به یاد مواردی افتادم که به خبرنگاران داخلی ایران، حتی اجازه ورود به صحن مجلس شورای اسلامی داده نشد، مبادا گزارش هائی تهیه کنند که در راستای منافع رژیم نباشد. آیا خبرنگار ایرانی (که قطعا سوگند وفاداری به حکومت را خورده، در غیر این صورت جواز روزنامه نگاری به او نمی دادند)، می خواهد ایران را نابود کند؟ قصد دارد رژیم حاکم بر ایران را نابود کند که بسان دشمن با او رفتار می شود؟
و بعد به یاد آوردم که احمدی نژاد، آن فرد دهن دریده و محشور با اوباش و اراذل، گفته بود که شمارش معکوس عمر اسرائیل آغاز شده است.
از خود پرسیدم: کدام نظام فرو می پاشد؟ نظام مردمسالار اسرائیل، که حتی در شرائط جنگی، آزادی بیان را تقدیس می کند -  و یا رژیم ایران که از سایه خود هم می ترسد و کوچکترین ندای حقیقت گویانه را در گلو خفه می کند؟
اورشلیم – 17 دیماه 1387 – 6 ژانویه 2009

به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه     
 
تمام حقوق تالیف برای دولت اسرائیل محفوظ است   شرائط به کارگیری