حدود نیم قرن است که من رسانه های همگانی را دنبال می کنم و به بررسی رویدادهای جهانی می پردازم. از سالها پیش دریافته ام که برخی حکومتها و سازمانها بهترین شیوه تبلیغاتی را دروغپردازی می دانند و همانند گوبلز بر این باورند که هراندازه دروغ گنده تر باشد، مردمان آن را آسان تر خواهند پذیرفت- غافل از آن که در دوران اینترنت و رسانه های ماهواره ای و اطلاع رسانیهای سریع و گسترده، انسانها بسیار زود از واقعیات آگاه می شوند و دوغ را از دوشاب تشخیص می دهند.
تنها آنانی که هنوز در قرن یکم هجری زندگی می کنند، این واقعیت را درنیافته و به دروغپردازیهای کودکانه (اما زهرآگین و مغرضانه) توسل می جویند.
این مطلب هنگامی ذهن مرا به خود مشغول داشت که خبری از خبرگزاری ایسنا خواندم که این چنین آغاز می شد:
یک کارشناس فلسطینی به نام محمود سعادة (که خود را نماینده کمیته بین المللی ضد جنگ هسته ای معرفی می کند)، گفته است که "نشت مواد رادیو اکتیو از نیروگاه هسته ای دیمونا (در جنوب اسرائیل) منجر به شیوع انواع مختلف سرطان در جنوب کرانه باختری رود اردن شده است".
این خبر را دوباره بخوانید و ببینید که آن آقای محمود سعادة تا چه حد در دروغپردازی ناشی است. آیا انواع سرطان، اسرائیلی و فلسطینی می شناسد؟ تشعشعات رادیو اکتیو کوره اتمی دیمونا (اگر هم به خارج از تاسیسات کوره رخنه کند – که مسلما نمی کند) تا به کرانه باختری رود اردن برسد، باید از چندین شهر و شهرک اسرائیلی بگذرد که صدها هزار نفر جمعیت دارند. چگونه ممکن است که این مردمان سرطان نگرفته اند و تنها فلسطینیهای کرانه باختری گرفته اند؟
آیا سعادة توانسته است آمار موثقی در این باره ارائه دهد؟
مسلما خیر و خیر! چون دروغ گفته و همانند دزد ناشی به کاهدان زده است.
چگونه ممکن است که او این امر را می داند، ولی آژانس بین المللی انرژی اتم نمی داند؟ دولت اسرائیل نمی داند و سازمانهای پرقدرت حفاظت محیط زیست در اسرائیل نمی دانند و صدها هزار نفر اهالی اطراف دیمونا از آن بی اطلاع هستند؟
این تنها مورد دروغپردازیهای دشمنان اسرائیل به هدف انجام تبلیغات زهرآگین و ایجاد نفرت علیه این کشور نیست.
سوها عرفات، بیوه عرفات که امروز با پولهای دزدیده شده از فلسطینیان خوش می گذراند و به پسران جوان علاقه ویژه ای دارد، هنگامی که عرفات هنوز زنده بود، یک هجمه بزرگ تبلیغاتی علیه اسرائیل راه انداخت، با این ادعا که اسرائیل جوانان و کودکان عرب را با گلوله های آغشته به اورانیوم و مواد رادیو اکتیو هدف قرار می دهد، که البته با تمسخر جهانی روبرو شد و سودی به حال دستگاه عرفات نداشت، ولی در شستشوی مغزی برخی افراد ساده لوح عرب و مسلمان هم چندان بی تاثیر نبود.
به یاد دارم که در دوران طلائی همکاریهای کشاورزی و دامداری و پزشکی و درمانی بین اسرائیل و ایران، مغرضان و بدخواهان در شیراز شایع کرده بودند که کارشناسان اسرائیلی ژنی را به تخم مرغهای ایرانی تزریق می کنند که موجب کودنی مصرف کنندگان آن می شود. هدفشان آن بود که با دروغپردازی مردم ایران را علیه همکاریهای سودمند بین دو کشور بشورانند – زیرا بد ملت ایران را می خواستند، که امروز ما شاهد آن هستیم.
این گونه افتراهای زهرآگین که در تبلیغات عربی و اسلامی علیه اسرائیل صورت می گیرد، نمونه های بسیار دیگری نیز دارد: آخوندهای اردن هنگامی که آن کشور قصد امضای پیمان صلح با اسرائیل را داشت، به دروغ شایع کردند که اسرائیل مسوول شیوع میکرب ایدز در سراسر جهان بوده است.
در اوج روابط دوستی بین مصر و اسرائیل، ملایان مصری ادعا کردند که اسرائیل فاحشه های مبتلا به بیماری ایدز به آن کشور می فرستد که همگان را مبتلا کند.
با آن که هر انسان عاقلی بی تردید به این گونه دروغپردازیهای مغرضانه (و ظالمانه) خواهد خندید، ولی تاثیر آن را بر توده های بی سواد و ناآگاه و ساده لوح نباید نادیده گرفت.
به یاد داریم که در هفته های آخر رژیم پیشین در ایران، شایع کردند که کشته شدگان در میدان ژاله تهران توسط سربازان اسرائیلی هدف قرار گرفته اند – و این در حالی که بعدها گفته شد که چریکهای فلسطینی اعزامی از جانب عرفات و به درخواست آیت الله خمینی عامل این جنایت بوده اند.
دهها سال به ملتهای خود دروغ گفته اند و با کمک این گونه افتراهای زهرآگین کوشیده اند آنان را در راه اجرای منافع خود بسیج کنند – و تا هنگامی که چنین باشد، مردمان کشورها با محنت و ذلت همچنان دست به گریبان خواهند بود.