همـدمی
   
 
صفحه نخست     سخن دوست     سخن دوست شماره 40- دیدگاههای شخصی منشه امیر

سخن دوست – شماره 42:  
دیـد گاههـای شخصـی
منشـه امیـر

1 اکتبر 2008

در بیان آن که برخی پیروان گروههای چپ در تحجر فکری باقی مانده اند و به رویدادهای جهانی از دریچه همان دیدگاههای دوران جنگ سرد می نگرند، که نتیجه آن عملا دفاع از مرام حکومت اسلامی ایران و سازمانهای ترور اسلامی است.

  
  

 

پیش از آن که به خانه دوستم برسیم، از او درخواست کردم به راننده تاکسی بگوید که فردا ساعت هشت صبح دوباره به آن جا بیاید و ما را به فرودگاه ببرد، تا بیهوده منتظر آمدن تاکسی نشویم و وقت خود را تلف نکنیم.
دوستم این مطالب را به زبان آلمانی برای راننده تاکسی که یک بانوی میان سال بود ترجمه کرد و آن بانو به زبان سلیس فارسی گفت: نگران نباشید، من فردا صبح به موقع می آیم و شما و مهمانتان را به فرودگاه برلین می رسانم.
از این که راننده یک بانوی ایرانی است ابراز خرسندی کردم و پرسیدم چرا او از اول نگفت که ایرانی است و خود را معرفی نکرد؟
راننده تاکسی با نزاکت گفت: شما غرق صحبت بودید و نمی خواستم دخالتی کرده و مرتکب بی ادبی شده باشم.
با او خداحافظی کردیم و یادآورشدیم که فردا ساعت هشت منتظر هستیم.
گفت: نگران نباشید، به موقع خواهم آمد.
به خانه که وارد شدیم، دوستم به من گفت که بسیاری از رانندگان تاکسی در برلین ایرانی هستند و تعجبی ندارد. به علاوه، او از لحظه ای که وارد تاکسی شدیم حدس می زد که این بانو هم باید ایرانی باشد.
فردای آن روز، حتی ده دقیقه زودتر از موعد زنگ خانه به صدا درآمد و خانم راننده اطلاع داد که در بیرون منتظر است و هر موقع آماده شدیم بیائیم ولی نیازی به عجله کردن نیست.
با چمدانها بیرون آمدیم و خوش و بشی کردیم. خانمی لاغر اندام و جدی بود. حدود 45 سال سن داشت و کت و دامن ساده پوشیده بود.
پس از آن که سوار شدیم، پرسیدم: خانم ببخشید، شما پیش از آن که غربت آلمان را پذیرا شوید، در ایران به چه کاری مشغول بودید؟
گفت: خودش استادیار دانشگاه و همسرش استاد بوده است. ولی او در آلمان رانندگی می کند و همسرش به کارهای متفرقه مشغول است.
در راه فروگاه سر صحبت باز شد. از او پرسیدم: تازه چه خبر؟ آیا رادیو اسرائیل را شنیده اید؟ اوضاع گرجستان به کجا رسید؟
ناگهان چهره عوض کرد و با لحن خشکی گفت: این یهودیان که دنیا را تنها نمی گذارند، کشتن فلسطینیان کم نبود، حالا به جان گرجستان افتاده اند و ببینید چه جنایاتی می کنند!!!
احساس کردم که او از همان چپ گرایان متحجری است که گذشت روزگار نتوانسته است دیدگاههای دگماتیک آنان را تغییری دهد.
با خونسردی گفتم: گرجستان را به اسرائیل چکار؟ جنایات آن جا را ارتش روسیه مرتکب می شود. مگر نخوانده و ندیده و نشنیده است که سربازان روسی چه جنایاتی در اوستیا و آبخازیا و داخل گرجستان علیه مردم غیر نظامی مرتکب شدند؟
بی آن که به پرسش من پاسخ مستقیمی بدهد، گفت: نه آقا، همه این جنایات زیر سر آمریکاست که جایگزین انگلیس گردیده و در هر نقطه دنیا جنایت می آفریند.
یادآور کرده گفتم: رفتار سربازان روسی را نادیده می گیرید!
گفت: جنگ، جنگ است. در آن که حلوا تقسیم نمی کنند.
گفتم: ولی روسیه بود که عوامل خود را در اوستیای جنوبی و آبخازیا به اجرای عملیات تروریستی علیه شهروندان گرجی و ارتش آن کشور واداشت و اقدام ارتش گرجستان در واقع واکنش نسبت به تحریکات و فتنه پردازی دولت مسکو بود.
سکوت کرد و واکنشی نشان نداد.
ادامه داده گفتم: وانگهی، خودتان می گوئید که در جنگ حلوا تقسیم نمی کنند. اسرائیل آمد و پیمان صلح اوسلو را با فلسطینیان امضا کرد و آنها تعهد کردند که از ترور دست بردارند – ولی دست برنداشتند و به اسرائیلی کشی ادامه دادند و زن و کودک و پیر و جوان را در جریان عملیات انتحاری به قتل رساندند. آیا اسرائیل حق ندارد از خود دفاع کند؟
پاسخی نداد و همچنان سکوت کرده بود.
گفتم: اگر در جریان عملیات دفاعی ارتش اسرائیل کودک فلسطینی کشته می شود، لعنت آن را باید متوجه آنانی ساخت که این کودکان را به مصاف سربازان اسرائیلی می فرستند. به علاوه اگر کودک فلسطینی در جریان رویاروئی کشته می شود جنبه غیرعمد دارد، و این در حالی که تروریستهای فلسطینی عمدا برای کشتن زنان و کودکان و شهروندان غیر نظامی به عملیات انتحاری دست می زنند؟
او گفت: ولی واکنشهای اسرائیل بسیار خشونت بار است. در برابر یک اسرائیلی، 30 فلسطینی کشته می شوند.
گفتم: مگر خود شما نگفتید که در جنگ حلوا تقسیم نمی کنند؟ مگر داد و ستد بازرگانی است که باید تعادل برقرار باشد؟ از ترور دست بردارند، خونریزی متوقف می شود. به جنایت ادامه دهند، متحمل قربانی خواهند شد. آنها هستند که این جنگ را بر اسرائیل تحمیل کرده اند و حماس می خواهد در سرزمینهای فلسطینی حکومتی شبیه نظام اسلامی ایران به وجود آورد که خواهان نابودی اسرائیل است.
گفت: ولی اسرائیل چرا باید کودک فلسطینی را بکشد؟
گفتم: اسرائیل هیچ کس را نمی کشد، بلکه از خود دفاع می کند و اگر کودک فلسطینی کشته می شود به خاطر آن است که فلسطینیان که هر یک چندین و چند بچه دارند، آنها را به عنوان گوشت دم توپ به مصاف سربازان اسرائیلی می فرستند.
توضیح دادم که در نوار غزه، بچه ها را از کودکستان برای "جهاد و شهادت" مغز شوئی می کنند. یادآوری کردم که در اردوهای تابستانی که برای دانش آموزان دبستانی برپا می شود، به آن ها کاربرد تیربار و تهیه بمب دستی و تولید نارنجک را تعلیم می دهند و دانش آموزان دبیرستانی تعلیم نبردهای چریکی و آدم ربائی و اسرائیلی کشی می بینند. اصولا در سازمانهای ترور اسلامی، کودکان نقش مهمی را به عهده دارند، زیرا آسان تر از بزرگسالان می توان آنها را شستشوی مغزی کرد. وانگهی، خانواده های پراولاد خوشحال می شوند که بچه های خود را در اختیار حماس و جهاد اسلامی می گذارند و پولی هم از این بابت دریافت می کنند. آیا جنایتی از این بالاتر؟
گفتنی های بسیار دیگری هم داشتم. ولی به مقصد رسیده بودیم و باید پیاده می شدیم.
به راننده چند یورو انعام دادم، ولی خداحافظی او بسیار سرد بود.


 

به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه     
 
تمام حقوق تالیف برای دولت اسرائیل محفوظ است   شرائط به کارگیری