همـدمی
   
 
صفحه نخست     سخن دوست     سخن دوست - 13

سخن دوست – 13 
دیدگاههای شخصی 
منشه امیر

   
1 اوت 2007

در بیان این واقعیت که مردم اسرائیل، علیرغم همه دشواریها و خطرات امنیتی، در هر فرصت و موقعیتی می کوشند شادی کنند و از زندگی لذت برند و عید باستانی عاشقان نیز فرصتی است که مردم به رقص و پایکوبی بپردازند و دخترکان زوج آینده خویش را بجویند.

قول داده بودم که در اولین فرصت از برگزاری عید عاشقان در اسرائیل سخن بگویم و خرسندم که اکنون این فرصت دست داده است.
افرادی که اخبار اسرائیل را دنبال می کنند، گاهی این تصور برایشان پیش می آید که اسرائیل یک کشور نظامی است و همه جا تانک و توپ دیده می شود و مردم از ترس بمب گذاری و انفجار جرات نمی کنند به خیابان بیایند و زندگی روزمره کاملا فلج است.
ولی آنانی که به اسرائیل می آیند و در شهر و روستای این کشور گردش می کنند، به حیرت دچار می شوند که چگونه نه تانک و توپی در ملاء عام دیده می شود و نه سربازانی که هر کوچه و خیابان را محاصره کرده باشند. حتی افراد پلیس نیز در خیابانها دیده نمی شوند و همه چیز آرام است و همه چیز حالت عادی دارد.
البته گاهی که خطرات امنیتی بالا می رود و هشدار اطلاعاتی می رسد که خرابکاران قصد عملیات تروریستی دارند، افراد مسلح گارد مرزی در یکی دو خیابان پر رفت و آمد مرکزی شهر به انجام وظیفه می پردازند. در ضمن در ورودی همه اماکن عمومی (بانکها، ادارات، کافه-رستورانها و غیره) افرادی را گماشته اند که کیف مردم را پیش از ورود بازرسی می کنند که بمب به همراه نداشته باشند. در ایستگاههای مهم اتوبوسهای شهری نیز جوانانی دیده می شوند که مواظبند خرابکاری وارد اتوبوس نشود.
ولی همه این تلاشها خیلی عادی و آرام انجام می گیرد و تقریبا احساس نمی شود.
علیرغم تنش امنیتی و بحران سیاسی، مردم اسرائیل تا آنجا که می توانند سعی می کنند از زندگی لذت ببرند. تورهای خارجی یکی از شیوه های بسیار مورد علاقه اسرائیلیان برای گذراندن تعطیلات تابستان و تعطیلی های متعدد سالیانه به خاطر اعیاد است.
تقریبا هر سال از هر سه یا چهار اسرائیلی یک نفر سفر خارج از کشور دارد. در ایام تعطیل، اکثر هتلهای اسرائیلی نیز در شمال و جنوب و مرکز کشور از اسرائیلیانی که برای استراحت و تفریح آمده اند پر است.

ولی به عید عاشقان باز گردیم.
این عید جنبه سنتی و باستانی دارد و یادگار روزگارانی است که یهودیان در کشور خویش (سرزمین تاریخی اسرائیل) زندگی می کردند و به کار کشاورزی می پرداختند و در روز پانزدهم ماه آو، هنگامی که میوه های درختان می رسید و فصل درو نزدیک می شد، به شادمانی و پایکوبی می پرداختند و دخترکان با لباس سفید به دشت و دمن می رفتند و به رقص می پرداختند و زوج آینده خود را جستجو می کردند.
اسرائیل امروز که می کوشد آئینهای باستانی را زنده کند، این عید را نیز گرامی می دارد.
در شب عید عاشقان، پارکهای عمومی در بسیاری از نقاط اسرائیل از جمعیت موج می زد. در اورشلیم، دودی که از منتقلهای کباب بلند می شد فضا را پر کرده بود. در بعضی پارکها ارکستر آهنگ می نواخت.
در ساحل دریای تل آویو، چند آکوردئون نواز آهنگهای شاد و معروف می نواختند و زن و مرد روی شنهای نرم ساحل به رقصهای فولکلوریک مشغول بودند. بسیاری از این زنان و مردان با یکدیگر آشنائی قبلی نداشتند، ولی در شب عید عاشقان همه می توانند با همه برقصند.
در شهر کرمیئل در شمال اسرائیل، عید عاشقان مصادف با آغاز فستیوال سه روزه رقصهای محلی و فولکلوریک بود.
اسرائیلیها رقصهای دو نفری و دسته جمعی زیبائی رواج داده اند و به این رشته بسیار علاقه دارند و در باشگاهها و فرهنگسراها هر هفته دوره رقص فولکلوریک برگزار می شود که زن و مرد، پیر و جوان در آن شرکت می کنند.
شب گذشته (سه شنبه 31 ژوئیه 2007) در فستیوال کرمیئل با فرا رسیدن نیمه شب مسابقات رقص و شادمانی آغاز شد که ایکاش وقت داشتیم و می رفتیم و می دیدیم و لذت می بردیم.
یک دوست ایرانی که به اسرائیل آمده بود می گفت: شما چقدر عید و جشن و مراسم شادمانی دارید، پس روز عزا و سوگواری شما چه موقع است؟
گفتم: در آئین ما عزاداری به مفهومی که ما ایرانیان تصور می کنیم، وجود ندارد. تنها یک روز است که مردم از شادمانی خودداری می کنند و باورمندان روزه می گیرند و آن هم روز نهم ماه آو (شش روز پیش از عید عاشقان) به یاد ویران شدن بیت المقدس یهود است. روزه بزرگ یوم کیپور جنبه عزاداری یا سوگواری ندارد، بلکه روز استغفار از گناهان است.

به مراسم دینی یهودیان نگاه کنید: همه از شادمانی و خوشی سخن می گوید و در شب برگزاری هر یک، خوراکیهای ویژه آن عید خورده می شود. این اعیاد (که تعداد آن از پنج عید تجاور می کند و برخی از آنها یک هفته یا بیشتر ادامه دارد) فرصتی است که همه اعضای خانواده دور یک میز گرد آیند و ضمن اجرای مراسم، در کنار هم باشند و به شادی بپردازند.
عزاداری خبری نیست. آن چه هست شادمانی و سپاس از پروردگار است.
شب شنبه (که آن هم آئینی شاد است و همه خانواده در کنار یکدیگر هستند) باید جام شراب را تقدس داد و جرعه ای از آن را نوشید.
در شب عید پسح (که عید آزادی و بهار است و تقریبا همزمان با نوروز ایرانیان و یا کمی پس از آن آغاز می شود)، نوشیدن چهار پیاله شراب اجباری است. زیرا شراب، اگر در آن افراط نشود، دلها را شاد می کند و غمها را از یاد می برد. (به کودکان به جای شراب، آب انگور داده می شود). یاد شراب شیراز به خیر!
به پروردگار عالم سوگند که قصد تبلیغ مذهبی ندارم. ولی برای آئین و فرهنگ یهود ارج زیاد قائلم که دین زندگی است و مرگ را مکروه می دارد و از صلح و برادری سخن می گوید و بر این باور است که "اگر انسانی را نجات دادی، گوئی سراسر جهان را نجات داده ای".
یعنی، نجات جان یک انسان، برابر نجات یک دنیاست.
نه فرهنگ شهید پروری، که تقدس زندگی!

به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه     
 
تمام حقوق تالیف برای دولت اسرائیل محفوظ است   شرائط به کارگیری