دانشجویان در گروههای بزرگ به خیابانها ریختند و علیه حکومت به شعار دادن پرداختند و خواهان تغییر دولت شدند.
نیروهای انتظامی برخلاف سنت دیرین، وارد دانشگاهها و خوابگاهها شدند و به ضرب و شتم دانشجویان پرداختند.
ولی هنگامی که دانشجویان به خیابانها ریختند و اعتراض خود را فریاد کردند و مردم از این ستمگری آگاه شدند، به حمایت از دانشجویان پرداختند.
صنف آموزگاران و دبیران، اتحادیه های کارگری، سازمانهای جوانان و گروههای سیاسی و اجتماعی، کارمندان و حقوق بگیران، یکی پس از دیگری همبستگی خود را با خیزش دانشجویان اعلام داشتند و دولت در برابر این موج خروشنده و خشمناک چاره ای نداشت جز آن که کناره گیری خود را اعلام کند.
خیزش دانشجویان با پیروزی کامل روبرو گردید و سرآغاز دگرگونیهای سیاسی و اجتماعی بسیار در کشور شد که هنوز بازتاب آن به خوبی احساس می شود.
* * *
خیر، این جریان رویدادهای 18 تیر سال 1378 در تهران نبود، بلکه خیزش دانشجویان در فرانسه که درست چهل سال پیش در چنین روزهائی رخ داد و رهبری آن را یک جوان دانشجو به نام «دانی سرخ» به دست داشت.
واژه «سرخ» را به آن جهت به وی نداده بودند که بگویند او چپ گرا یا کمونیست است، بلکه به خاطر موهای قرمز و حنائی او بود.
چهل سال پیش، هنگامی که خیزش دانشجوئی در فرانسه آغاز شد، همگان به آن پیوستند و این حرکت حتی به محافل دانشجوئی آلمان و کشورهای دیگر نیز رسید.
این انقلاب اجتماعی بر سر یک اختلاف بسیار ساده آغاز شد و آن، اعتراض دانشجویان به دستورات مقامات خوابگاه دانشگاه بود که از این پس دختران دانشجو حق ندارند در ساعات شب در اطاق های پسران دانشجو حضور داشته باشند.
این دستور، در محیط اجتماعی آزاد فرانسه، خشم های خفته علیه مقامات و حکومت و دولت را منفجر ساخت و اعتراض های دانشجوئی گسترده تر شد و آنان خواهان کاهش شهریه دانشگاه گردیدند و چون دیدند که مردم هم از آنان حمایت می کنند، یک رشته خواسته های سیاسی و اجتماعی تازه مطرح ساختند و در واقع زبان حال کارگران، آموزگاران، کارمندان و اقشار دیگر مردم گردیدند.
در 18 تیر 9 سال پیش در ایران، حکومت یک گروه از دانشجویان پایتخت را مورد حمله وحشیانه قرار داد و افراد لباس شخصی و ماموران نیروهای انتظامی به داخل خوابگاه ریختند و به تصور آنکه آنجا پایگاه عملیاتی دشمن است، پنجره ها را شکستند، وسائل دانشجوئی را نابود کردند، کتاب ها را از بین بردند و دانشجویان را به سختی کتک زدند و شمار زیادی از آنان را دستگیر ساخته به زندان اوین منتقل کردند.
اوج این وحشیگری آن بود که جوانی را از بالکن طبقه سوم به زیر پرتاب کردند و او را کشتند.
9 سال پیش، خیزش دانشجوئی در ایران سه روز ادامه یافت. به تدریج دانشجویان دانشگاههای دیگر تهران و شهرستانها نیز به آن پیوستند.
حکومت خود را در خطر احساس کرد و آیت الله خامنه ای در حالی که قطره اشکی در کنار چشم او دیده می شد، از بیم گسترش جنبش دانشجوئی، در واکنش به پاره کردن عکس هایش و به آتش کشیده شدن آنها توسط دانشجویان، خطاب به ماموران انتظامی گفت: شکیبا باشید و خشونت نکنید و به دانشجو امکان دهید که حتی عکس مرا پاره کند.
رهبر حکومت در آن لحظات ابراز ضعف می کرد و بیم داشت که آتش این خیزش شعله ورتر گردد و حکومت را سخت به خطرا اندازد.
ولی پس از آن که حکومت احساس کرد که دانشجویان تنها مانده اند و مردم به آنها نپیوسته اند، در روز سوم با برنامه ای منظم و از پیش آماده، به دانشجویان در خیابان ها حمله بردند و آنان را زخمی و تار و مار کردند و خیزش 18 تیر را فرو نشاندند.
چه فرقی بین جنبش چهل سال پیش دانشجویان فرانسه با خیزش 9 سال پیش دانشجویان دانشگاه تهران وجود داشت؟
یک فرق اساسی: در فرانسه، مردم به جنبش پیوستند و آن را بارور ساختند. ولی در ایران مردم از کنار خیزش دانشجوئی گذشتند و جرات نکردند به کمک آنان بیایند و به این حرکت بپیوندند.
در این 9 سال در ایران وضع دگرگون شده و ترس مردم ریخته و شهروندان آگاه تر شده اند و برای پیوستن به حرکت های اعتراضی آمادگی بیشتری دارند.
در یک سال اخیر شاهد اعتراض های گسترده دانشجوئی در چندین دانشگاه ایران بوده ایم.
اعتصاب های کارگری در واکنش به سوء مدیریت و دزدیهای مسؤولان امور گسترش می یابد.
زنان و دختران مبارزه قاطعانه تری آغاز کرده اند و کارمندان و دیگر حقوق بگیران، ادامه وضع موجود را غیرقابل تحمل می دانند.
زمان کوتاهی تا 18 تیر امسال باقی مانده است و آن چه در این روز و روزهای پیش و پس از آن رخ می دهد، می تواند معیاری برای ارزیابی اوضاع آینده ایران باشد.
